ما بزرگی را در تقوا، توانگری را در یقین و عزت را در تواضع یافتیم .... ابوبکر صدیق رض ..... از کسی که ترا در مقابل یک لقمه یا کمتر می فروشد بر حذر باش ..... وصیت زین العابدین به محمد باقر رحمهما الله
رئیس جمهوراز علمای شیعه و سنی سیستان و بلوچستان تشکر کرد       گزارشی جدید از شکنجه در سوریه       هفتاد و پنج وصیت برای جوانان       کارهایی که پاداش شان با جهاد فی سبیل الله برابر است       آداب رفتار با حيوانات       دروازه های بهشت       پایان انتخابات افغانستان، آغاز روند شمارش آرا       يكي از آفت هاي زبان دشنام دادن است       جشن فارغ التحصیلی جمعی از طلاب مدرسه دینی مدینه العلوم خاش       حزب"عدالت وتوسعه"پیروز انتخابات محلی ترکیه شد       اهانت به قرآن، خانه کعبه و مسجد پیامبر در بازی در دانمارک       دانلود سریال حضرت عمر رضی الله عنه (دوبله فارسی)       مسلمانان فیلیپین،استقلال خود را جشن گرفتند       روحانی: ساختمانی که در 8 سال خراب شده در چند ماه درست نمی شود       طلحه بن عبیدالله؛ شهید زنده       ابوذر غفاری ( رضی الله عنه)       برداشتن موی ابرو از ديدگاه اسلام و پزشکی       سخنانی از امام علی رضی الله عنه       دادگاهی در مصر ۵۲۸ هوادار محمد مرسی را به اعدام محکوم کرد       آموزش تعيين اوقات شرعي بدون استفاده از ساعت      
در کلیسا به بارگاه خداوند دعا کردم
احمد |موضوع: جهان اسلام و مسلمانان | بازديدها: 607 | 8 فروردین 1392


اسم: لیلی لاکری
ملیت: فیلیپینی
دین سابق: مسیحیت، کاتولیک
تحصیلات: تحصیل در سال سوم رشته ی الهیات
شغل سابق: کارآموز تبلیغ مسیحیت
خانم لیلی لاکر می گوید: در کلیسا و در میان راهبان و زنان راهبه بزرگ شدم. انتشار پیام مسیحیت در سراسر جهان را وظیفه ای بر دوش خود می دیدم. برای همین لازم می دیدم که به تحصیل الهیات بپردازم. اکنون سه سال است که در رشته ی الهیات مشغول به تحصیل می باشم. من برای کارآموزی به ایتالیا می رفتم ولی چنان بود که هر چه بیش تر در الهیات تعمق می نمودم در حقیقت شک و تردید من بیش تر می شد.

به طوریکه در یکی از نسخه های کتاب مقدس آمده که خدا یکی است، اما آنچه می آموختیم کاملاً فرق می کرد. چرا که اساس مسیحیت بر باور به تثلیث و سه گانه پرستی می باشد. آیه ی صریحی در کتاب مقدس وجود دارد که با این باور در تضاد است! بنابراین در قلب من آتش سرگردانی شعله ور گشته بود.

آیا عاقلانه است که به دینی که بر اساس آن بزرگ شده و آن را دوستش داشته ام شک کنم؟ اما این جا یک اختلاف هست، آن هم یک اختلاف آشکار و بزرگ. بنابراین تصمیم گرفتم پرسشی که من آزار می داد را نزد کشیشی که راه های تبلیغ مسیحیت را به من می آموخت ببرم.

اما به جای آنکه آتش سرگردانی و شک و تردید در قلب من خاموش شود، و به جای آنکه پاسخی روشن و قانع کننده به من بدهد که فکرم را آسوده و آرام سازد، پاسخ سرد او چنین بود: "باید ایمان داشته باشی و نباید به این موضوع فکر کنی."

همین، به همین راحتی، بدون فکر کردن باور داشته باش!؟ آیا این منطقی است که این دین عقل و اندیشه را کنار گذارد؟ این چه جور دینی است؟ چطور امکان دارد؟ در این هنگام در صدد مسافرت به ایتالیا بودم. در آن جا هر چه بیش تر به درک و آشنایی با کتاب مقدس پرداختم، شاید که خودم چیزی از آن استخراج نمایم. اما تلاش من بیهوده بود و هر چه بیش تر در کتاب مقدس تامل و تعمق می کردم سرگشتگی من بیش تر می شد، تا آنکه شک و تردید به طور کامل من را دربر گرفت.
در این زمان برای دست برداشتن از فراگیری الهیات عذری تراشیده و تصمیم گرفتم که بار سفر بسته و راه دور و درازی در پیش بگیرم تا شاید پاسخی قانع کننده بیابم. اما به کجا و چگونه؟

درباره ی کسانی که به برخی کشورهای دیگر جهت کار و کسب روزی مسافرت می کردند چیزهایی شنیده و تصمیم گرفتم همراه آنان شوم. شاید در آن کشورها پاسخ قانع کننده ای پیدا نمایم.

اما بنابر آن شد که به عنوان خدمتکار مشغول کار شوم. در راه حقیقت برایم مهم نبود چه پیش می آید. خداوند متعال اراده کرد که به اردن بروم. آن جا بر همان حالت باقی ماندم. کاری جز خدمت در یکی از منازل پیدا نکردم.

بنابراین به یکی از کلیساهای موجود در آن جا رفته و در کلیسا به بارگاه خداوند دعا کردم در حالیکه اسم باری تعالی جل جلاله را نمی دانستم. برای همین گفتم: "پروردگارا می دانی که چرا به این کشور آمده ام، آگاهی از آتش شک و تردیدی که در جانم افتاده و هر روز و هر لحظه مرا می سوزاند. چه کنم؟ به چه کسی جز تو پناه برم ای پروردگار من؟! خداوندا اگر چنان می دانی که دین و عقیده ی مسیحیت بر حق است، پس سینه ام را به سوی آن گشاده گردان و اگر می دانی که دین دیگری هست که بر حق است پس آن را بر من آسان گردان و مرا به سوی آن هدایت فرما!

خداوند متعال دعای من را اجابت فرمود، در حالیکه در کلیسا بودم.

از کلیسا بیرون آمده و به منزلی که آن جا کار می کردم، بازگشتم. چند روز نگذشت تا آنکه کتابچه ای را در گوشه ای از منزل پیدا کردم که عقیده ی توحید در اسلام را توضیح می داد. آری این همان چیزی بود که دنبالش می گشتم. پاسخ قانع کننده.

خداوند یکی است و شریک ندارد. خداوند متعال دعای من را اجابت کرده و آرزوی من را تحقق بخشیده بود.

وقتی از خواندن کتابچه ی مذکور تمام شدم به رادیو "اذاعة القرآن" گوش دادم. به خدا قسم که با وجود آنکه عربی نمی دانستم، احساس آرامش و آسودگی فکری در درونم پدیدار شد. چیزی که تا آن وقت تجربه نکرده بودم.

بنابراین تصمیم گرفتم که بیش تر درباره ی اسلام مطالعه کنم. به لطف خداوند متعال در همان منزل اسلام را پذیرفتم. بنابراین بعد از اتمام مدت خدمتم در آن منزل پربرکت، عربستان سعودی ایستگاه بعدی بود که چشمانم را به دیدار مسجدالحرام و حرم نبوی شریف سرمه کشم و خداوند را شاکرم که صاحب کار بسیار خوبی را نصیب من گردانید که من را به دفتر دعوت مهاجران (شعبه ی سلامه) برد و آن جا به فراگیری تلاوت قرآن کریم و زبان عربی و بسیاری درس های فقهی دیگر بپردازم.

با تعداد زیادی از بانوان داعی مخلص فیلیپینی آشنا شدم. اکنون بعد از مسلمان شدن و تحصیل در این آموزشگاه، تصمیم دارم که داعی این دین حق شده و پیام دین اسلام را در فیلیپین گسترش دهم.

یک روز قرار بر این بود که مبلغ مسیحی شوم، العیاذ بالله، اما خداوند متعال من را با دین اسلام مورد لطف و عنایت خویش قرار داد. آری، به دین جدید خود افتخار می کنم. با آنکه من یک خدمتکار بودم، اکنون مسلمان هستم و حقیقت را بواسطه ی همین حرفه شناختم. من یقین و اطمینان کافی دارم که خداوند متعال در عوض آن بهشت های برین خویش را عطا خواهد فرمود. انشاءالله تعالی.


تگها : اخبار تازه مسلمانان جهان ، در کلیسا به بارگاه خداوند دعا کردم

# 1 | نويسنده: مونا | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/01/1392 - 15:48


لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. خداوندا مردم ماراهم بر توحید هدایت ده.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
تصویر كد امنیتی
ریست کد
کد:

بخش امکانات کاربران

بخش سوالات شرعی

بخش مشاوره

از وااسلاماه حمایت کنید


پربازدید ترین مطالب

همسران و فرزندان علي
--------------------------
پاسخ به سوالات شرعي
--------------------------
شهدای گمنام کربلا
--------------------------

پيام مدير

نشانه محبت خداوند نسبت به بنده اش .... رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرگاه، خداوند، بنده ای را دوست داشته باشد، به جبرئیل ندا می دهد که خداوند، فلانی را دوست دارد. تو نیز او را دوست بدار. پس جبرییل، او را دوست می دارد و به اهل آسمان، ندا می دهد که خدا، فلانی را دوست دارد، شما نیز او را دوست بدارید. پس اهل آسمان هم او را دوست می دارند. سپس به همین ترتیب، مقبول اهل زمین نیز می گردد. پس برشماست تا محبت خداوند را جلب نمائید، تا محبت شما را در دل اهل آسمان و زمین قرار دهد، و بدون تردید محبت خداوند جز با التزام به شریعت وی بدست نخواهد آمد هرچند که انسانهای فاسد و بی دین التزام شما را به شریعت خداوند نپسندند .... توضیح : پس محبوبیت شخصی در نزد مردم نشانه محبوبیت او درنزد الله بزرگ است ومبغوض بودن شخصی در نزد مردم نشانه مبغوضیت او در نزد الله بزرگ است .

آمـار بـازدیـد سایت

خبرنامه سایت

برای دریافت مطالب جدید وااسلاماه ایمل خودرا وارد کنید

آخرین مطالب

آداب رفتار با حيوانات
--------------------------
دروازه های بهشت
--------------------------

لینکهای محبوب سايت

اوقات نماز به افق تهران

نظرسنجی سایت


چه مطالبی از سایت را بیشتر می پسندید ؟

عقیدتی
قرآن و سنت
سیرت
سوالات شرعی
بانوان مسلمان
اخبار جهان اسلام
خانواده و اجتماع
صوتی تصویری
معرفی کتاب
همه



كل مطالب : 1577
کل نظرات : 6401
اعضاء سايت : 1372
جدیدترین عضو: pfupkatn86

آرشیو مطالب

<    «  فروردین 1393  »    >
شیدسچپج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031 

وااسلاماه در شبکه ها

twitter
facebook